محمد تقي جعفري

122

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مىكند . . . و هكذا . اختلاف مراتب در ادراك علل و معلولات از احساس تصادف در رويدادها كه اذهان عامى دارند و از پى گيرى علتها ناتوانند ، گرفته ، تا تشخيصات دقيق در بارهء دقيقترين رويدادها و علل آنها را ، شامل مىگردد . نوع دوم - نگرش عالىتر در بارهء رويدادهاى جهان هستى كه موجب نگرش عالىتر در بارهء علل و معلولات مىباشد . در اين نوع محاسبات دويد هيومها و ساير فلاسفه و فيزيك دانان صاحب نظر مانند ماكس پلانك و آرتور كومپتون و شرودينگر و ورنرهايزنبرك و نيلز بوهر و انيشتين وارد ميان مىگردند كه در اصل قانون عليت و چگونگى جريان آن به كاوش و دقت عالىتر مىپردازند . مسلم است كه ديدگاه اين عظما در بارهء عليت جاريه در رويدادها قابل قياس با اشخاص معمولى در بارهء » اين از آن « نبوده بلكه مىتوان گفت : اين ديدگاه از جهتى با تجربه هاى فلاسفه‌اى كه فعاليت ذهنى خود را در كشف واقعيات دخالت مىدهند نيز قابل مقايسه نيست . در اين مورد به ديدگاه دو قهرمان نامى فيزيك دوران معاصر اشاره مىكنيم ماكس پلانك مىگويد » فرض وجود رابطهء علت و معلولى در تمام حوادثى كه اتفاق مىافتد ، پايه ايست كه روش زندگى روزانهء ما بر آن ساخته مىشود ، ولى از طرف ديگر يك منبع معرفت مستقيمتر و نزديكتر به خود داريم كه همان ضمير و خود آگاهى انسان است و اين چشمهء معرفت به ما مىگويد كه : در آخر دست فكر و ارادهء ما تابع قانون عليت نيست ، نداى درونى ضمير ما را مطمئن مىكند كه در هر لحظه شايستگى آن را داريم كه از ميان دو راه موجود ، يكى را انتخاب كنيم ، نتيجهء اين آن است كه هر كس مسئول اعمالى است كه انجام مىدهد و بر همين شالوده است كه شرافت اخلاقى انسان طرح ريزى مىشود . » ( 1 )

--> ( 1 ) علم به كجا مىرود ؟ ماكس پلانك ، ترجمه احمد آرام ، ص 153 . .